در بازپسين‌ دم‌!

چند خط از بخش‌ سی و دوم کتاب رمان سينما  

زنم‌ پوزخندي‌ زد و گفت‌: «داشتن‌ِ سه‌ تا مهسا، بهتر از داشتن‌ يك‌قلب‌ نيست‌؟»
 و قيچي‌ باغباني‌ را جاي‌ آن‌ سه‌ نشاند!
 در بازپسين‌ دم‌، فقط‌ توانستم‌ بگويم‌: «كاش‌ مي‌دانستم‌ توكداميني‌؟»
 و رمان‌ سينما از دستم‌ افتاد.

/ 0 نظر / 3 بازدید