گريه های دريايی

چه ساحلي
چه تماشايي
تمام كودكي ام روي كول تنهايي است
گذشته اسكله
پيري بلم
جواني موج
دلم مساحتي از گريه هاي دريايي است

نهنگ خاطره
در هرم آفتاب و نمك
خيال آب و غم شور و ماهي و _
لك لك
دلم به كارايي
چو مرغ ماهيخوار
گذشته هم جايي
به بال عنقايي است

تمام كودكي ام
اژدها و قصه ي ماه
شبم چه مهتابي است
گذشت آب از سرو
اما _
گذشته ام آبي
چو بال مرغابي است

چه ساحلي
چه تماشايي
سياه بيرق باد و
شكسته سينه ي آب

خيال پاره ي تورم
ميان شرجي بندر
به زير پل
باقي است.

                        

 

Mahmood tayari


/ 2 نظر / 6 بازدید
عليرضا

با تور خيال و دام گذشته؛ زمان نيامده، صيد می کنيد...! درود!

مانيا

و من باقی ميان همهمه ی موج و دريا...و من آن جام هنوز کنار جاپاهای کودکی بر ساحل