شكار

خوابِ روي تو مي ديدم

به وقتِ گريستن

در بيداري

آهو تيري در پهلو داشت

چشمت ، حرفي با من ، در تنگه ي ابرو

آري !

حاشا دور

كاشا نزديك

آزمندانه بال مي زنم

با دولب ،

يا نيمي از آن

پرسيمرغي در هوا چرخ مي خورد

و من به دهانِ دره

مي افتم !

/ 2 نظر / 8 بازدید
مانيا

کاش کمان ابروان ت خم وا می کرد!

مانيا

تحريف شعر نداريم: و من به گوشه ی چشمی از تو به دهان دره می افتم