بعد از خودم‌!

چند خط از بخش‌ بيست و نهم کتاب رمان سينما

با اين‌ وصف‌، شب‌ را آنجا ماند و روي‌ تشك‌ِ يك‌ نفره‌، پشت‌كرده‌خوابيد. دل‌ِ بي‌صاحبم‌ رضا داد كمي‌ نوازشش‌ كردم‌. از اين‌ كه‌ پس‌ نزدتعجب‌ كردم‌. شايد به‌ بيشتر از آن‌ هم‌ رضا مي‌داد. اما بالاخره‌ كناركشيدم‌! انگار به‌ پاك‌ بودنش‌ بعد از خودم‌، اهميت‌ مي‌دادم‌.

 

/ 1 نظر / 7 بازدید
احسان

سلام. حق با شماست. از داخل همان پوشه. منتقل کنید. اصلاحش می کنم.