پادكست .::حرف آخر::.

پادكست .::حرف آخر::. راه اندازي شد.

در اين پادكست دسترسي به آثاري از محمود طياري به شكل صوتي امكان پذير است.

/ 11 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بهزاد

او در مورد موضوعاتي مي نوشت ، كه كمتر كسي ، به سراغشان مي رفت . موضوعاتي ، كه بر اساس آنچه ما از نمايش مي دانيم ، به درد تئاتر نمي خوردند . بايد در قالب داستان و... در مي آمدند . اما او ، آنها را به درستي ، در قالب نمايش نامه مي نوشت . اين (( درخت غار )) شما ، از همان موضوعاتي است كه در نگاه اول ، آدم را وادار مي كند كه آن را ، در قالب داستان بنويسد . نه ، نمايش نامه . اما شما نوشتيد . درست هم ، نوشتيد . از خواندن آن لذت بردم . دستتتان ، درد نكند . كار كوتاهي بود و ... يك سوال ! نمي دانم چرا فكر مي كنم ادامه ...

بهزاد

استاد سلام . سومي را خواندم : درخت غار . دستتان درد نكند . با خواندن اين متن ، به ياد زنده ياد غلامحسين ساعدي افتادم . براي من ، او يك استثنا بود . او به من ياد داد كه مي توان ، بي توجه به آنچه كه همگان مي گويند ، نمايش نامه نوشت. نمايش نامه ي كوتاه . در مورد هر چيز . حتي چيزهايي كه ديگران ، به سراغش نمي روند . مهم اينست كه آن را بداني و بشناسي و درست ، بنويسي . به همين خاطر است كه در نگاه به آثارش ، يك عالمه ، كارهاي ريز و درشت مي بينيم كه فرق معامله شان ، تنها ، ريز و درشتي شان است و بس . نه ، ارزششان . چرا كه همه ي كارهايش ، درست نوشته شده و ارزش دارد . فقط بعضي ها ، كوتاه هستند . همين ! ادامه ...

بهزاد

يادداشت اول: استاد سلام . يكي ديگه ، از نمايش نامه ها تون رو ، خوندم : پيامبر . اولين چيزي كه برام جالب بود ، فضاي نوشته س . نمادين . جالبه . من يه وقتي ، خيلي از اين متنا مي خوندم . بهترين نوشته اي كه الان يادمه ، توي اين فضا بود ، مال (( سيد مهدي شجاعي )) بود . گمونم ، نمايش نامه ي (( گل )) . از نظر سليقه اي ، با اينجور متنا ، مشكل دارم ! نمي دونم ، چرا ؟ به خاطر ، فضاشون ؟ به خاطر ، گنگي شون ؟ به خاطر ، سياسي بودنشون ؟ نمي دونم . فقط مي دونم ، با اينجور كارا ، حال نمي كنم . گويا اين متن رو ، خيلي وقت پيشا ، نوشتين . سال 41 . جالبه . من هنوز ، به دنيا ، نيومده بودم ! آدم ، چه حالي مي كنه . خب . انگار 41 ، اتفاقاتي ، توي ايران بود . و شما ، نمي تونستيد ، راحت ، حرفتون رو بزنين ، و مجبور بودين ، به اين شكل بگين . آهان ! داشت ، يادم مي رفت ! اين فضاها ، براي من ، فقط ، يه خوبي داره : تاريخ مصرف نداره . فضاش ، يه جوريه كه مي شه . به همه جا ، و همه وقت ، تعميمش داد . مثل (( لال بازي )) هاي استاد ساعدي . درست گفتم ؟

بهزاد

يادداشت دوم : ـ توي كار ، چند بار ، از كلمه اي استفاده كردين ، كه برام ، عجيب بود : (( نا به خود )) !؟ منظورتون ، همون ، (( ناخودآگاه )) هستش ؟! اين ، اختراع خودتونه ؟ يا واقعا ، وجود داره ؟ خيلي دوست دارم ، بدونم . ممنون مي شم ، اگه برام ، توضيح بدين . ـ مورد بعدي كه برام جالب بود ، استفاده ي شما ، از امكانات رسانه ي سينما بود ! اگه اشتباه نكنم ، توي يكي ديگه از كاراتونم ، ديده بودم . نمي دونم ، كدوم ؟ بزارين ، نيگاه كنم ... آهان ! توي نمايش نامه ي : گوسفند دخان . اما اونجا ، دقيقا ، اشاره نكردين . توش آوردين : امكانات صوتي و يا تصويري . خب ! زياد ، مهم نيست . مهم اينه كه شما ، از اونايي نيستين ، كه مي گن : فقط نمايش ! اگه براي بهتر شدن كارخودتون باشه ، از وسايل ديگرم ، استفاده مي كنين . همين ، برام جالب بود . حالا بايد ، بقيه رو هم ، بخونم . شايد توي اونام ، اين موارد ، باشه .

بهزاد

يادداشت سوم: حتما مي گين كه چرا تاريخ نوشته م با اين روز پيام نمي خونه . اين همون ماجراي باز نكردن رمان سينماست ! مونده بودم چه جوري براتون پست كنم . حتي داشتم از بهزاد موسايي تلفن و آدرس خونه رو مي گرفتم كه ... دوستون دارم . خيلي ! ـ پس ... تا متن بعديتان ... خداحافظ ؟ نه! از خداحافظي ، خوشم نمي آد . دوست دارم ، همه ش ، پيشتون باشم . پس ... به اميد خوندن كار بعديتون ! بهزاد 15 شهريور 85 / بندرانزلي

مانيا

...تبريک ...نه به شما... به دوست داران جناب طياری...

حميد

با سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامی جناب طياری. مرا احتمالا می شناسيد: http://hajismaeeli.cast.ir من همان پادکست حضور_1 هستم بسیار مشتاق بودم تا با شما بیش از این رابطه داشته باشم و بیشتر شما را بشناسم خواهشمندم بیشتر بگویید از خودتان. بیشتر منتظرم یا حق

مانيا

به روز کردن تان نمياد؟؟؟؟؟

مانيا

اون جا نميشه پيام گذاشت ..بعضی از آهنگ ها تاثير بلند تر و بيش تری تا صدا دارد...مثل بعضی جاهای شعر (به پارسی چه می گويند؟) حيف آن شعر است که شنيده نشود ...بعضی از آهنگ ها هم تم شعر را ندارد مثل شعر زخم که با وجود کلمه ی اندوه و مايه ی شعر، شنونده انتظار يک تم غم گين تر دارد!....