بخور، حقته‌!

چند خط از بخش‌ بيست و نهم کتاب رمان سينما

«آه‌، كجا بودي‌؟مارمولك‌!»
 مهسا بود. در صف‌ِ شكسته‌ي‌ دخترها، سلانه‌ از كلاس‌ زبان‌مي‌آمد. گفتم‌: «از كي‌ فحش‌ رو مثل‌ شكلات‌ به‌ آدم‌ مي‌دن‌؟»
 گفت‌: «بخور، حقته‌! چرا بي‌خبر گذاشتي‌ رفتي‌؟ نگفتي‌ آخه‌ من‌تنها چي‌ كار بايد بكنم‌؟»

/ 1 نظر / 7 بازدید
amir

salam... webe zibaii darii,, mikhastam webeto link bedam,,, goftam aval az khodet ejaze begiiram ,, bad hambeporsam shoma nemikhay link bedi