| رمان سينما | |
|
سهشنبه ٢ شهریور ،۱۳۸٩
به روز رسانی!
به روز شد؛ تا آرشیوش بماند!... دوشنبه ۱٩ امرداد ،۱۳۸۸
سایت مرجع محمود طیاری
بازدید کننده محترم. با سلام این وبلاگ از مرداد سال ١٣٨۴ تا مهر ١٣٨۶ فعال بوده است. دسترسی به آرشیو این وبلاگ هم اکنون امکان پذیر است. برای دسترسی به آخرین اخبار، یادداشتها و آثار محمود طیاری به نشانی جدید زیر مراجعه فرمایید:
آرشیو مطالب این وبلاگ پنجشنبه ٥ مهر ،۱۳۸٦
طرح ماه عسل يك كوه ، تنهايي بود كه با صداي تو شكست و اتوبوسي مرا ، به مهمانيِ كندو برد : ٫ مادر با دستهاي بدرقه گفت : “ سيب ” گفتم :“ نه ” و هيچ ! ٫ شهر در فاصله مي آمد ، و کسی با چشمهای آفتابی ، در باران . که بی هيچ حرفی بنشيند براي تمام راه و تنهايي اش را با من نصف كند. رشت 1346 سهشنبه ٢٧ شهریور ،۱۳۸٦
توجه!
انتقال از دومين romancinema.ir به : tayari.ir پنجشنبه ٢٢ شهریور ،۱۳۸٦
شعر
كلاچ خومه
هوا اِيوارْدِه،
ُگورخانه ! ببار ببار، ديل
تركانه : مي جان پناه، اوباغِ
تا، تي كومه بو! تي شب دكفته مو ميان، سيا زاغون ابرو ميان مي ديل كلاچِ خومه
بو! [خانه | آرشيو | پست الكترونيكromancinema@yahoo.com ] |
خانه آرشيو پست الكترونيك سايت مرجع محمود طياري پادكست حرف آخر مهر آب متن خود یک کویر است
آرشیو
از مديريت پرشين بلاگ و بخصوص admin آن نهايت سپاس و تشکر را داريم. تنها پس از چند ساعت مشکلات فني وبلاگ "رمان سينما" را برطرف نمودند. رمان سينما را چگونه تهيه کنيم؟ (توضيحات) لطفاً براي تهيه رمان سينما با شماره تلفن:88956537-021 نشره قطره تماس حاصل فرماييد.
مصاحبه روزنامه ايران با محمود طياري
محمود طياري در خانه ي هنرمندان
درمجموعه اخير كاكا، طياري چند اثر خيلي خوب دارد و نشان مي دهد كه او با همه جواني
از خيلي از نام آوران (بند و بست چي) تهران موفق تر است و حالا چه باك كه در جريده
هاي ماهانه و هفته نامه و سه ماهنامه اسمش را چون ديگر جوانان با بسم الله مي برند
و رم كردن و نگفتني.
طرح ها خطوط جانداري هستند در گوشه و كنار ده. اگر طرح را سياقي نو بشماريم در بيان
.مفاهيم، طياري از پويندگان اين راه است.
محمود طياري، تنها آدمي است كه به مسئله خانواده ساده و حسابي رسيده است. خانواده
امروز، در شهرستان گرفتاري ها، غم و غصه ها و جدايي با نسل ها. بالزاك بازي و فاكنر
بازي و فلسفه زوال و اين حرفها نه. اختلاف ساده و محسوس پدر و فرزند. ريشه كينه ها
و اختلاف ها. در قصه از هيچ شروع شد قدرت او را در بيان ساده و قوي و تحليل و پيش
بردن حادثه و پايان دشوار مي بينيد.
محمود طياري به درون زندگي مردم گيلان رخنه كرده و چيزهايي را كه چشم هاي مسافران
زودگذر شايد هرگز نمي تواند مشاهده كند، ديده و با دقت و تيزبيني در قالبي ساده و
موجز بيان كرده است.
اما موضوعي كه انكار ناپذير بوده و هست قدرت طياري است در گفتگوها. در ساختن جمله و
گذاشتن آن توي دهان قهرمانان داستان. توانايي در به حرف آوردن آدم ها، ساده و طبيعي
و راست و درست. و راستش را بخواهيد در اينجاست كه به طياري حسوديم مي شود.
علي ايحال محمود طياري كارش هست. خودش هم هست. كتابش از خيلي از آنها كه ادعايي
دارند و يال و كوپالي، هم، پرتراست و هم مضمون كتابش تازه تر و حرفهايش دلنشين تر.
بدون اينكه حاوي رسالتي باشد و يا مدعي صاحب عنواني.
و اما طياري با سه كتاب اولش توانسته است نشان دهد كه بر سفره روستايي نان و پنيري
خورده و در كوچه هاي ده گردشي كرده است و اكنون گلبانگ، حاصل آن ديدارهاست.
مي خواستم بيرون از كوشش هاي مداوم و مجاهدت هاي سركار عالي به دوست عزيز قديم
داستان پرداز و نمايشنامه نويس و شاعر بي همتاي شهرمان، استاد محمود طياري شادباش
بگويم. نمي دانم چندين و چند تن از خوانندگان (گيله وا) ستايش هاي خود را نثار آن
هنرمند فروتن و منزوي كه به جان و دل مي نويسد، و به راستي نوشته هاي او در مرز
اعجاز است با من همدل و همزبان هستند يا نه؟ داستان هاي گيلكي ايشان را وصف كردن
نمي توان. ساخت و پرداخت داستان ها به استواري و صلابت كوه است. تركيب ها و طنز ها
وظرافت هاي واژگاني مبهوت كننده است. آرزو مي كنم هرچه سريعتر اين داستان ها جدا به
چاپ برسد. گنجينه زبان گيلكي بدين مايه ها، پشتوانه استواري مي يابد.
چه مي گويم؟ (گنج پنهان) به تعبيري خود نويسنده است و نه برگ هايش. فريب مان ندهد.
محمودطياري را دير يافته ايم و نبايدبه اين زودي اورا از دست بدهيم. فروتني اش به
ققنوس مي ماند. هرچند كه هيزم خيسي باشد شعله ور و سراپا گريه، اشك و شعله او مقدس
است.
من با خيلي از نويسندگان به تفاوت، الفتي داشته و از محضر شريف آنها بهره ها برده
ام. مي دانيد؟ پابرجا ترين شان محمود طياري است كه با من شروع كرد، و حتي زودتر از
من شروع كرد و تا به امروز هم بيست نمايشنامه كوتاه و بلند منتشر كرده است. اوج اين
نمايشنامه ها آن تريلوژي طرح يوناني است. (مارنقره)، (چل گيس خاتون)، (عروس زره
پوش) كه در صحنه بندي و قوت ريتم و يك زبان با عشوه بسيار فشرده، از سه گانه هاي
متمايز معاصر است.
غافلگيري و فرافكني در موقعيت هاي ساده، از رموز كار محمود طياري است. داستان زغال
پزان، با تمام لحظه هاي توصيفي ناب و نگاه عميق به زندگي دشوار خانوادة فقير، و
شكست زمان در چفت و بست زبان، درحالي امتياز مي آورد كه نشانگر نگاه دردمند خالقي
است كه گويي خود همان راوي است كه كودكي اش را با چشم خيس زيسته است.
آنچه آثار محمود طياري را ماندگار و زيبا مي كند، فن هاي ابداعي و نگاه مستقل و به
گزيني واژه ها نيست. بلكه دميدن بهنگام روحي است كه از جسم خاكي خود پيشي گرفته
است.
زبان و نثر او، هرگز آن چيزي نيست که آن را با عنوان زبان و نثر استاندارد مي
شناسيم. او لحن بخصوص خود را دارد و مي کوشد که نثر" ويژه طياري" را داشته باشد.
اين نثر از شروع کتاب خودنمايي مي کند و تا آخر کتاب، به طور يکسان خود را حفظ مي
کند. جمله هاي طياري اغلب بلندند و نحو فارسي را به چالش مي کشند:"سپيده دم، در
بازيِ شطرنجيِ هوا، آنجا كه بر بام خزهپوشِ سفال، سوزنيِ آسمان، با
گلبـُتههاي ابرِ ترمه ميسوزد، من بر خشتميافتم.از بخش يکم رمان سينما/نشر
قطره"او در اين سطر به جاي کلمه گرگ و ميش به بازي شطرنجي هوا اشاره مي کند و همين
نکته هاست که نوشته او را به شعر نزديک مي کند.
رمان سينما، اگرچه حادثه ي غير منتظره اي در رمان امروز ايران نيست، امّا آنقدر
فرازمند و شاخص است که مي تواند در مقابله با امثال و اقران خود و انگشت شمار رمان
هايي که در سال هاي اخير چاپ شده است فراتر بايستد و ببالد و آوازه در افکند که
چيزي بر حيثيت رمان فارسي افزوده است. اين امتياز البته نه در فرم و شکل ساختاري
اثر جديد طياري، که در مضمون و خلق لحظات ناب يک زندگي درشکل داستاني نيز، قابل
تامل است. |
